محمدتقى نورى
238
اشرف التواريخ ( فارسي )
رود طژن كه يورت قديمى آنها بود مسكن ساخته ، امّا « 1 » لحظهاى از خود غافل و از اخبارات اين حدود ذاهل نمىبودند و « 2 » فوجى از پردلان تكّه معبر چهچه « 3 » را قراولگاه ساخته ، همواره در تيقظ و انتباه ازين طرف آگاه ( 90 الف ) بودند و سكنهء آخال و دوشاخ ( 125 ) و ساير صحرانشينان را به معاونت و مظاهرت خود خوانده ، بنابر غيرت « 4 » و عصبيّت اجتماع معقولى به جهت ايشان دست داده ، اين دفعه بر خود قرار دادند كه اگر امرى حادث شود ، به هيئت اجتماعى در مقام دفع آن برآيند . « 5 » منهيان خبر اجتماع و اتّفاق « 6 » ايشان را به عرض شاهزادهء كامكار رسانيده ، از جانب عراق نيز اخبارات طايفهء كفرهء روسيه و حركت آنها « 7 » از تفليس و گنجه به جانب « 8 » ايروان و مأمور شدن نايب السّلطنه عباس ميرزا به عزم رزم و دفع ايشان و تحريك لواى ظفر التوا « 9 » به نيّت مدافعهء آن فرقهء ضلالت پيرا « 10 » به سمت آذربايجان معروض راى شهزادهء نصرت بنيان « 11 » شده ، لهذا ، اوّلا به جهت اطمينان خاطر تكّه و ثانى به علت تدارك راه و روانه كردن ستر عظمى چند روزى تغافل « 12 » فرموده ، مهد عليا « 13 » را در دويم شهر ربيع الاولى « 14 » با تنسوقات لايق و تداركات وافر روانه ، و هريك از « 15 » خدم و حشم ستر معظم را « 16 » جداگانه « 17 » به انعامات شايسته مغزّز و كامياب فرموده « 18 » ، مرخص ساختند . وقايع « 19 » خراسان و « 20 » ارادهء خاطر اشرف را كماكان معروض راى شاهنشاه جهانيان و عريضه را مصحوب چاپاران قمر سير انفاذ دربار سپهر
--> ( 1 ) . مج : حيص و بيص گذشته تكّه فى الجمله اطمينانى به هم رسانيده مراجعت به يورت قديم نمودند ، و ليكن . ( 2 ) . مج : نبوده . ( 3 ) . ملك : « معبر چهچه » ندارد . به جاى آن جاى خالى هست . ( 4 ) . مج : « غيرت و » ندارد . ( 5 ) . مج : آن هايله برآمده باشند . ( 6 ) . مج : استقرار . ( 7 ) . مج : ايشان . ( 8 ) . مج : به سمت . ( 9 ) . مج : دفع ايشان از مكمن عزّ و شأن و تحريك ماهچهء طوق ظفرپيكر . ( 10 ) . مج : سير . ( 11 ) . مج : شهزاده ظفر انتما . ( 12 ) . مج : تجاهل . ( 13 ) . مج : ستر عظمى . ( 14 ) . مج : ربيع الاولى 1220 . ( 15 ) . مج : « هريك از » ندارد . ( 16 ) . مج : « را » ندارد . ( 17 ) . مج : جداگانه به فراخور حال . ( 18 ) . مج : مغزز و مكرم . ( 19 ) . مج : و وقايع . ( 20 ) . مج : و حقيقت اراده .